خرید بک لینک

« خنده, در تاریکی,» اثر ولادیمیر ناباکوف.

کتاب شروع خیلی متفاوتی داره. کل داستان کتاب در همون پاراگراف اول گفته میشه و بعد از اون تا انتها فقط به شرح جزئیات پرداخته میشه. شروع کتاب با این جملاته:

«روزی روزگاری در شهر برلین آلمان مردی زندگی میکرد به نام آلبینوس. او متمول و محترم و خوشبخت بود؛ یک روز همسرش را به خاطر دختری جوان ترک کرد؛ عشق ورزید؛ مورد بی مهری قرار گرفت؛ و زندگی اش در بدبختی و فلاکت به پایان رسید.»

داستان کتاب یه داستان کاملا کلاسیک و کلیشه ایه ولی تا انتها نمیشه از خوندن داستان عشق آلبینوس به مارگو و بی وفایی مارگو دست کشید.. جز کلاسیکای جذابیه که باید خوند بنظرم :)

برچسب: نویسنده: آرین میرزاده تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 6:05

صفحه بندی