من او اثر رضا امیرخانی.
داستان درمورد پسر (فکر کنم) ده دوازده ساله ی یه خانواده ی مذهبی و پولداره که عاشق دختر هفت ساله ی خدمتکارشون میشه.
معمولا هیچ کتابی رو نصفه و نیمه رها نمیکنم، هرچقدر هم بد باشه تا پایان تحملش میکنم. ولی این کتاب افتضاح بود. انقدری بد بود که ادامه دادنش خیانت در حق زمانم و چشمام بود! نمیتونم بفهمم یه همچین فاجعه ای چطوری میتونه انقدر معروف بشه. تلاش نویسنده برای خیلی پاک و مبرا نشون دادن خانواده های مذهبی حال به هم زن بود! اینکه همین نگاهای عاشقانه و ... اگر برای دیگران باشه علتش میشه حضور شیطان و گناه. اما اگر خانواده های مذهبی باشن میشه عشق پاک و صادقانه و نگاه ویژه ی خداوند! از طرف دیگه، تعریف عشق برای بچه های هفت ، هشت ساله رو واقعا درک نمیکنم.. عشق های بچگانه، عشق پسر پولدار به دختر فقیر، تبدیل داستان به یه تراژدی!!! و عشق ناکام و ... هوفففف!!! دیگه هرگز امیرخانی نمیخونم.. هرگز!
برچسب: من اول من ركب الخيل,من اول من بنى الكعبة,من اومدم,من او,من اول من صام,من اول من قاتل بالسيف,من اول نظرة,من اول من طاف بالكعبة,من اول من رسم خارطة للعالم,من اورا دوست داشتم,
نویسنده: آرین میرزاده